Herzlich Willkommen auf unserer Plattform!

Wir begrüßen Sie herzlich auf unserer Webseite, einem Ort, an dem Ihre sinnlichsten Träume Wirklichkeit werden und erotische sex geschichten auf einzigartige Weise zum Leben erweckt. Unsere Plattform ist ein Ort der Leidenschaft und der Sinnlichkeit, wo wir Ihnen eine breite Palette an verlockenden Inhalten bieten, die von hinreißenden erotik sex geschichten bis hin zu fesselnden porno reichen.

Unsere unwiderstehlichen Angebote im Überblick:

  • Intime Erzählungen: Wir locken mit einer umfangreichen Sammlung von erotische sex stories, die darauf warten, Ihre Sinne zu beflügeln und Ihre tiefsten Begierden zu wecken. Von sanften Berührungen bis hin zu leidenschaftlichen Begegnungen nehmen Sie unsere Geschichten mit auf eine erotische Reise voller Lust und Verlangen.
  • Sinnliche Erotik Geschichten: Tauchen Sie ein in die Welt der Fantasie und der sinnlichen Lust mit unseren packenden erotik sex stories. Unsere einfallsreichen Autoren weben lebhafte Szenarien, die Ihre Vorstellungskraft beflügeln und xnxx Ihre geheimsten Fantasien anregen werden.
  • Verführerische Videos: Erleben Sie visuelle Genüsse mit unseren hochwertigen free xnxx und Videos. Von sinnlichen Momenten bis hin zu intensiven Erfahrungen bieten unsere Videos eine breite Palette an sinnlichen Eindrücken und verlockenden Darstellungen.
  • Kostenlose Erotik: Genießen Sie kostengünstige Verlockungen durch unsere Auswahl an free pornhub Inhalten. Unsere umfangreiche Sammlung bietet eine Vielzahl von sinnlichen Erlebnissen, die erotik sex geschichten Ihre Neugier wecken und Ihre intimsten Sehnsüchte stillen werden.

Unsere intuitiv gestaltete Benutzeroberfläche ermöglicht es Ihnen, mühelos durch unsere sorgfältig kuratierten Kategorien zu navigieren und Inhalte zu entdecken, die Ihre individuellen Vorlieben ansprechen. Diskretion ist uns ein besonderes Anliegen, sodass Sie sich frei und unbeschwert auf Ihre sinnlichen Entdeckungsreisen begeben können.

Sind Sie bereit, Ihre tiefsten Träume in die Realität umzusetzen? Wir laden Sie herzlich dazu ein, unsere Webseite zu besuchen: erotische sex geschichten und sich von unseren unvergleichlichen erotik sex geschichten, fesselnden xnxx und vielem mehr verführen zu lassen. Unsere Plattform lädt Sie ein, die sinnlichen Grenzen zu erkunden, Ihre innersten Begierden zu entfesseln und sich in einem Ozean sinnlicher Genüsse zu verlieren. Besuchen Sie noch heute unsere Webseite und lassen Sie sich von der Fülle der sinnlichen Erfahrungen, die wir bieten, inspirieren. Wir heißen Sie willkommen, Ihre tiefsten Sehnsüchte zu erforschen und Ihre erotischsten Fantasien zum Leben zu erwecken. Erleben Sie sinnliche Freuden mit free sex geschichten und anderen verlockenden Inhalten, die darauf warten, entdeckt zu werden. Tauchen Sie ein in die Welt der sex stories, während Sie sich von unseren pornos hd Videos verführen lassen. Entdecken Sie die Spannung von gratis xnxx, die Sinnlichkeit von free redtube, die Leidenschaft von pornhub und die Intensität von porno xnxx – alles, um Ihre innersten Gelüste zu erfüllen. Bereit, Ihr Vergnügen auf die nächste Ebene zu heben? Erleben Sie die Ekstase mit youporn porno und genießen Sie die verführerischen Darbietungen auf xhamster videos, die Ihnen unvergessliche Momente der Leidenschaft bieten werden. Wir freuen uns darauf, Sie auf unserer Plattform für sinnliche Erotik willkommen zu heißen. Tauchen Sie ein und erleben Sie, was es bedeutet, Ihre tiefsten Verlangen zu entfesseln und in einer Welt der Lust und Sinnlichkeit einzutauchen.

یادت هست رضا چقدر ما گپ می زدیم «سبحان الله استاد» می گفتی و دیگر از هر چیزی می شد حرف زد، شعر و سینما و تئاتر و نقاشی و عکاسی و چه و چه. یادم آمد آن پنجشنبه های خیابان سئول را، در خانه تو و الهه، من و مرضیه و رضا و گاهی هم نرجس می آمدیم و داستان و نمایشنامه و شعر و چه و چه می خواندیم، خوشت می آمد، یک سبحان الله می گفتی دوباره روز از نو روزگار از نو. سبحان الله تکیه کلامت بود، نمی دانیم از کجا آمده بود و جای تایید روی کلامت نشسته بود.

آن وسط ها «رها» شیشه شیر به دست مبصر جلسه می شد و می گفت: «تو بُخوان» به من که می رسید گاهی هم می گفت: «تو نخوان» و اشاره می کرد به تو که «تو بخووان. » و ما که از دست او ریسه می رفتیم.

در همان نشست و برخاست ها قرار شد نمایشنامه «صبحانه، ناهار، شام» را که نوشته بودم، کار کنی. گفتی: «استاد! فقط کارگردانی تئاتر مانده که آن را هم باید فتح کنیم…». با همین نگاه تمرینش را شروع کردی و به جشنواره هم رساندی و اجرا شد؛ شبکه‌های اجتماعی که فراگیر شد، یکی از اولین ها بودی که استفاده ای فراتر از کاربر از آن کردی و تبدیل شد به رسانه ات، رسانه ای که بازتاب تو بود نه دیگری. رسانه ای که نشان می داد شاعرانه می نویسی و خوب عکس می گیری و خوب آنچه را که دیگران نباید بدانند می پوشانی. بماند که بعد از رفتنت شاید سال ها بعد خیلی چیزها را از تو و خلق و خویت دانستم که با رضای ذهن من جور درنمی آمد یا لااقل انتظار داشتم با من هم درمیان بگذاری آن حال و هوایت را، ولی نگذاشته بودی و نگفته بودی و دلگیری من هم بی ثمر بود چون دیگر خودت هم نبودی.

با این همه رضا رستمی یک چیزی بود که در ما تمام نمی شد، نه می شد آن را نوشت، نه می شد آن را سرود، کارهای دیگر را هم مثل موسیقی -اگر چه گفت‌وگوها و گزارش های خوبی در آن حوزه گرفتی و نوشتی- زبانت نبود و نشد آن را هم تمرین کنی و… با این همه یک تکه ناتمام برای همه ما باقی ماند. یک چیزی که هر چه از عمر می گذرد بیشتر من را به حیرت می اندازد و اگر بودی حتما حیرت این همه بودن ها به حیرت جفتمان می افزود. حیرت از این دنیا و چرخش روزگار و خام اندیشی ما در جوانی که انتظار داشتیم، جهان آنجا برود که ما فکرش را کرده بودیم یا تحلیلش می کردیم و یا آرزوهای کودکانه ای نسبت به آن داشتیم، جهان پیش چشممان بود و همین را هم نمی دیدیم و فقط حرفش را می زدیم، اگر بودی استاد حتما از حیرت می گفتی سبحان الله. واقعا این هم شد رضا و ما هنوز به طرز بدبختانه ای ما هستیم. با همان کسرها و کسری ها. از حیرت شاید دهانت باز می ماند مثل ما و شاید آن لبخند را می دوختی به صورتت تا یا دیگران نترسند که تو دیگر نمی خندی و یا همچنان می خندیدی تا بخشی از حیرتت باشد.

نوشتن این حیرت وهم‌آلودِ پر سکوت، خودش جسارتی می خواهد، شاید باید دوباره بروی بندر «میناب» «غلام مارگیر» را پیدا کنی شاید هم باید دست «مامازار» را بگیری و بیاوریشان در ساحت و حیطه و حیات ذهنمان، تا «دینگه مارو» را خام کنند با کمانچه کلهر و تار علیزاده و آواز دلربای شجریان./۲

شاید این ها و همه آنها که تو پای حرفشان نشستی و گفت‌وگو کردی ما را برگردانند به ما قبل این حیرت که بعد از این سال‌ها که نبودی در چشممان خانه کرده است. ولی، راستی، حیرتا اینکه تو حالا این همه وقت است که رفتی بالای آن تپه ماهور، لبخندت اینجا این پایین بین ماست. همان لبخندی که هم در آن ذوق بود و هم سرگشتگی و اگر امروز بودی حیرت هم به آن اضافه شده بود.

«سبحان الله استاد» از این همه نبودن شما و حیرت ما





پی نوشت: ۱. خیلی وقت ها تخیلی که داشتم را تا می رسیدم تحریریه ای که رضا آنجا بود برایش تعریف می کردم. وسط گرمای تابستان یک نفری را از پشت دیدم انگار رضا بود، تا آمدم بگویم سبحان الله استاد … که آن جمله در زبانم یخ زد و یادم آمد که تو رفته ای آن سوی زندگی و این جملات پراکنده از ذهنم گذشت، گذاشتم سر فرصت برایت بگویم اما حالا همه کسانی که تا این خط رسیده اند، خوانده‌اند.

۲. غلام مارگیر و مامازار مراسم «زار» را در بندر میناب برپا می کردند تا جنیان و اهل هوایی همچون دینگه مارو و… از جسم آدمیان برخیزد. رضا رستمی از جمله روزنامه نگارانی بود که با این دو گفت‌وگو کرده بود. او همچنین با کیهان کلهر، حسین علیزاده و جاویدنام محمدرضا شجریان نیز گفت‌وگو کرده و نشست رسانه ای داشت.

۵۷۵۷

source

توسط