در این مقاله به نقد و بررسی عنوان Metal Gear Solid Delta خواهیم پرداخت تا ببینیم چطور کمپانی کونامی این اثر مهم را بازسازی کرده است.
اگر پنج سال پیش به من میگفتید که کونامی قرار است رویکردهای احمقانه خودش را کنار بگذارد و مجدداً با توان کامل به صنعت گیمینگ بازگردد، احتمالاً با خودم میگفتم مردم دیوانه شدهاند! اما طی دو سال اخیر این کمپانی بهطور متمرکز در حال بازیابی و احیای فرنچایزهای خودش بوده و پس از Silent Hill حالا نوبت به Metal Gear Solid رسیده است. MGS Δ ریمیکی است که یکی از برترین تجربههای گیمینگ نسل ششم را وفادارانه بازسازی کرده اما در عین حال محافظهکاری نیز در آن بیداد میکند. در ادامه با من همراه باشید تا ببینیم چطور کونامی MGS 3 را برای دنیای مدرن ترجمه میکند.
سیاست، جنگ و عشق میان آن

Metal Gear Solid Delta در زمینه روایی دقیقاً داستان اثر اورجینال را روایت میکند؛ پس از پایان جنگ جهانی دوم، شکافی بین غرب و شرق ایجاد شد که موجب شکلگیری دورانی به نام جنگ سرد شده است. شما در این بازی به نقطهی شروع خط زمانی فرنچایز بازگشته و در نقش John ملقب به Naked Snake قرار میگیرید. مقدمه بازی همزمان با آغاز مأموریتی محرمانه در دل خاک شوروی با نام رمز Virtuous Mission است. Snake در این مأموریت وظیفه دارد یکی از دانشمندان مهم روسی به نام Nikolai Sokolov که مدتی پیش به آمریکا پیوسته بود را نجات داده و به آمریکا بازگرداند.
با وجود موفقیت Snake در بازیابی Sokolov، اتفاقی غیرمنتظره موجب شکست مأموریت میشود! Boss که استاد Snake و مادر نیروهای ویژه محسوب میشود، به شکلی غیرمنتظره جلوی او سبز شده و مانع پایان مأموریت او میشود. Snake در حالی پس از سالها جلوی استاد خود قرار میگیرد که حالا او به شوروی پیوسته و گویی تمام ارزشهای خودش را زیر پا گذاشته است. پس از یک مقابلهی کوتاه، Snake بهشدت زخمی شده و توسط Major Zero نجات پیدا میکند.
یک هفتهی بعد Snake پس از بهبودی مجدداً بازمیگردد اما حالا اهداف مأموریتش گسترش پیدا کرده و شکلی رسمی به خود گرفته است. Snake حالا نهتنها باید Sokolov را نجات دهد بلکه باید استاد خودش Boss را نیز بکشد و در اینجاست که افسانهای که در طول فرنچایز طنینانداز شده، آغاز میشود.

داستان و روایت بازی تقریباً بهطور کامل دستنخورده باقی مانده است که البته مورد مطلوبی است چرا که داستان MGS 3 همچنان یک روایت بسیار خوب محسوب میشود که بازدهی و تعلیق مطلوبی دارد. نحوه ارائه و کارگردانی کوجیما همچنان بهطور کامل حفظ شده و کاتسینها و دیالوگها دقیقاً به همان شکل سابق تنها با رنگولعاب و چهرهای مدرن ارائه میشوند. به لطف موشنکپچر و چهرههای پرجزئیات، حالا بسیاری از کاتسینها پویاتر و احساسات کاراکترها بهتر به پلیر منتقل میشوند. در این بین، یکی از مواردی که کمی عجیب است عدم ضبط صداهای جدید برای کاراکترها یا حداقل برخی از آنها و استفاده از صداهای اورجینال است.
در حالی که صداپیشگیهای اورجینال همچنان مطلوب جلوه میکنند اما حداقل ظرفیت ضبط مجدد صدا برای کاراکترهایی همچون Snake وجود داشت تا کمی حس داینامیکتری نسبت به اورجینال به کاراکتر او بیافزایند. حتی David Hayter هم دوست داشت مجدداً این فرصت را دریافت کند و در حالی که حضور فعالی در توسعه و مارکتینگ این اثر داشت اما به شکل عجیبی این عمل انجام نشده است. البته لازم به ذکر است که ما شاهد برخی دیالوگهای تازه از جمله Major Zero و Para-Medic هستیم اما این موارد بسیار جزئی و محدود هستند.
در اینجاست که روزنههای محافظهکاری افراطی شروع به نمایان شدن میکنند؛ شخصاً میتوانم احترام و تکیه به کارگردانی کوجیما را در این بازسازی درک کنم، هر چه نباشد در حال صحبت راجع به یکی از برترین آثار تاریخ گیمینگ هستیم و سازندگان بهوضوح میخواستند به اثر OG وفادار بمانند. اما از نقطهای به بعد این وفاداری بهانهای برای محافظهکاری بیش از اندازه شده که در ادامهی این نقد، به یک تم ثابت تبدیل خواهد شد.
همان همیشگی با چاشنی مدرن

اما از روایت و داستان که عبور کنیم به بخش گیمپلی خواهیم رسید، بخشی که حقیقتاً در آن ظرفیتهای متعددی دستنخورده باقی ماندند. کلیت روند، رویکرد و حتی چگونگی تعامل با مکانیزمهای گیمپلی دقیقاً مشابه اثر اورجینال است با این تفاوت که حالا شاهد اضافه شدن برخی المانهای جزئی و همچنین کنترلهای جدید هستیم. اگر نسخهی اورجینال را تجربه کرده باشید قطعاً میدانید که یکی از دشوارترین بخشهای این تجربه کنترلهای آن بود، موردی که کمی بعد در نسخه Subsistence کمی بهبود یافت.
حالا نسخهی ریمیک در همان ابتدا این امکان را به شما میدهد که بین کنترل Legacy و کنترلهای جدید انتخاب کنید که مورد بسیار خوبی است. کنترلهای مدرن این بازی را تا حد زیادی به تجربهی MGS V نزدیک میکنند و بهطور کلی روند گیمپلی بهتری را به ارمغان میآورند هرچند که همچنان انعطافپذیری قسمت پنجم را ندارند. سیستمهای مختلف گیمپلی نیز همچنان به قوت خود باقی هستند.
شما همچنان میتوانید به شکل مخفیکاری یا اکشن تجربهی خود را پیش ببرید و بازی تمام ابزارهای مورد نیاز را در اختیارتان میگذارد. محیط جنگلی بازی حالا حسوحال بسیار زندهتری به خود گرفته و شما میتوانید با استفاده بهینه از Camouflageهای مختلفی که در اختیارتان قرار میگیرد، از المانهای محیطی برای پنهان شدن و از پا درآوردن دشمنانتان استفاده کنید. یکی از المانهای تازهای که به این نسخه اضافه شده، المان Bullet Drop یا سقوط تیرهای شلیکشده است. این المان حالا یک بُعد جزئی استراتژیک به بازی اضافه میکند که شما نیازمند سنجیدن فاصلهی خود و تخمین حدودی میزان سقوط گلوله با توجه به اسلحه مورد استفاده هستید.

کنترل اسلحهها و بهطور کلی گانپلی بازی همچنان شباهت بسیاری به اثر اورجینال دارد، موردی که به نظرم میتوانست الگوبرداریهایی از نسخه پنجم داشته باشد. شما همچنان میتوانید همچون تمامی نسخهها، بین حالت اولشخص و سومشخص جابهجا شده و تیراندازی کنید. سیستم Survival و بقای بازی نیز همچنان با قوت خود باقی است؛ دقیقاً همچون اثر اورجینال پلیر از طریق منو به زیرمنوهای Cure و Food دسترسی دارد که به ترتیب در زمینهی درمان و تأمین انرژی به Snake کمک میکنند.
شما در طول ماجراجویی خود در نقش Snake ممکن است به اشکال مختلفی زخمی شوید و در راستای بقا نیازمند درمان این زخمها و رسیدگی به آنها هستید. این یکی از سیستمهای تحسینبرانگیز اثر اورجینال بود که مجدداً در این ریمیک نیز حاضر است. پلیر موظف است با توجه به نوع زخم و شرایطی که دارد، با استفاده از آیتمهای درمانی از جمله پانسمان، ضدعفونیکننده و… زخم را احیا کند. شما با گشتوگذار در محیط بازی امکان یافتن بسیاری از این آیتمها را خواهید داشت.
Food نیز دقیقاً به همان شکل سابق خود بازگشته است؛ Snake برای بقا در این مأموریت نیازمند یافتن غذا و تأمین انرژی خود بوده و از همینرو شکار حیوانات، میوهها و موارد دیگر بسیار اهمیت دارد. از آنجایی که شما در محیطهای جنگلی حضور دارید با انواع مختلفی از حیوانات همچون مارها، کروکودیلها، خرگوش و بسیاری دیگر از گونههای جانوری یا حتی سبزیجات روبهرو میشوید و میتوانید با شکارشان، از آنها تغذیه کنید. البته این موارد ممکن است تأثیرات مثبت یا منفی به همراه داشته باشند بنابراین باید در رژیم غذایی نهچندان استاندارد خود دقت کنید.

به نظر من این سیستمها حداقل صرفاً در ابعاد کارایی، نیازمند تغییرات خاصی نبودند و حتی در گذشته نیز بسیار خاص و متمایز جلوه میکردند اما قطعاً پتانسیل زیادی برای گسترش آنها وجود داشت. بهعنوان مثال همچون Ghost Recon Breakpoint، سازندگان میتوانستند به تمامی این اعمال انیمیشنهای اختصاصی درون بازی اضافه کنند تا تجربه یکپارچهتر به نظر برسد، تا اینکه صرفاً کلیت روند درمان یا تغذیه از طریق منوها انجام شود. این مسئله حتی میتوانست دربهای تاکتیکالتر را به روی این تجربه باز کرده و پلیر را مجاب به یافتن مکانی بهینه و امن برای درمان زخمهای خود بکند.
در همین راستا باید بگویم بهطور کلی پتانسیلهای زیادی در این ریمیک نهفته است که متأسفانه به هیچ عنوان مورد استفاده قرار نمیگیرد. MGS V و MGS 3 آثاری با ساختار متفاوت هستند به همان اندازه که Venom و Naked Snake تواناییها و رویکردهای متفاوتی دارند اما با این وجود همچنان این ریمیک میتوانست الگوبرداریهای هدفمندی از آن اثر داشته باشد. یکی دیگر از مواردی که میتوانست گیمپلی را یکپارچهتر کند، امکان انجام Grab یا انجام CQC در هنگام کاورگیری و نزدیک شدن دشمنان بود.
پیوستگی و بازدهی کنترلهای بازی به هیچ عنوان به استانداردهای MGS V نمیرسند و این مسئله در کلیت حرکات و Movement بازی ترجمه میشود. Metal Gear Solid Δ همچنین ظرفیت مطلوبی برای گسترش تعامل محیطی و ایجاد راههای تازه برای گذر از موانع، مقابله با دشمنان و مخفیکاری دارد که متأسفانه مورد استفاده قرار نگرفته و دستنخورده باقی میمانند.

یکی دیگر از موارد عجیبی که در این نسخه بهبود نیافته است، صفحات لودینگ بین محیطهاست! این منقطع بودن محیطها رویکردی اختصاصی برای بهینهسازی بازی اورجینال برای PS2 بود و ارائه آن به شکل قدیمی در این ریمیک به هیچ عنوان منطقی نیست. این مورد نه به استایل خاص کوجیما ارتباطی دارد و نه کمکی به نحوه ارائهی بازی میکند اما با این وجود همچنان ما شاهد محیطهای منقطع با یک صفحهی لودینگ کوتاه در میان آنها هستیم که بهشدت عجیب است.
این مورد مستقیماً ما را به مبحث طراحی مراحل متصل میکند که حقیقتاً با وجود تمام ارتقاهای گرافیکی و فنی، سن آن بهخوبی جلوه میکند. محیطهای خطی منقطع که با صفحات لودینگ به یکدیگر متصل میشوند در سال ۲۰۲۵ برای یک اثر «نسل نهمی» وجههی خوبی ندارند. MGS 3 یک تجربهی خطی بود و مسلماً انتظار میرفت این خصوصیت آن در ریمیک بازیابی شود اما هیچ مانعی در ایجاد یکپارچگی بین محیطها، اتصال آنها و حتی گسترشهای هدفمند برای ایجاد مسیرها یا راههای جدید تجربه وجود نداشت. اما با این وجود نهتنها ما هیچ یک از این موارد را در این بازسازی شاهد نیستیم بلکه شاهد بازیابی خصوصیات منسوخشده نسخه نسل ششمی هستیم!
لازم به ذکر است که نباید متصور شوید که ابعاد تعاملی این اثر «ضعیف» هستند؛ Metal Gear Solid 3 بهطور کلی حتی در همان دوران نیز گیمپلی جذاب و سرگرمکننده با کشش بالایی داشت و این خصوصیت همچنان در این بازسازی نیز مشهود است. با این وجود بهعنوان یک بازسازی و همچنین پیشرفت فرنچایز در ابعاد گیمپلی تا استانداردهای قسمت پنجم، شخصاً این رویکرد بیش از حد محافظهکارانه را «ناامیدکننده» میدانم.

مود Snake VS Monkeys نیز مجدداً در این ریمیک بازیابی شده است! در این مود، Snake در میان تعطیلات خود برای مأموریتی خاص و مهم اعزام میشود، مأموریتی که هیچ شخص دیگری قادر به انجام آن نیست، یافتن میمونها! این مود جالب در استیجهایی که برگرفته از بخشهای مختلفی از بازی هستند جریان داشته و شما در آن وظیفهی یافتن تعدادی میمون را دارید.
همچنین ما با یک ساختار زمانمحور روبهرو هستیم که شما میتوانید عملکرد خود را بهتر کرده و در زمان کوتاهتری این میمونها را گیر بیندازید. Snake VS Monkeys در حالی که لزوماً یک مود عمیق نیست اما میتواند برای مدتی شما را سرگرم کرده و حتی کمی بخنداند و در نهایت خوب است که سازندگان این مود را بازیابی و در این نسخه قرار دادند. لازم به ذکر است که در نسخهی PS5 ما شاهد همکاری Astro Bot با این بازی و حضور او در این مود هستیم.
اما اگر از این موارد عبور کنیم بد نیست کمی راجع به بخشی صحبت کنیم که بهراستی تمرکز اصلی این ریمیک بوده و آن هم گرافیک، ابعاد فنی و صداپردازی است. مسلماً اولین چیزی که توجه شما را در اولین نگاه به Metal Gear Solid Delta جلب میکند جهش عظیم گرافیکی و فنی آن است؛ این عنوان با موتور Unreal Engine 5 بازسازی شده و حالا سینماتیکتر از همیشه به نظر میرسد.

چهرههای پرجزئیات، موشنکپچر عالی و جزئیات بالای محیط بازی همگی به غوطهوری این تجربه کمک شایانی میکنند و بهطور کلی زمانی که بازی «به درستی کار میکند»، عالی به نظر میرسد. اما با وجود این توصیفات باید گفت UE5 همچون شمشیری دو لبه عمل کرده است؛ در یک طرف جزئیات عالی بازی را داریم و در طرف دیگر مشکلات بهینهسازی و عملکرد ضعیف این بازی روی کنسول PS5 که در برخی مواقع بسیار شدید میشود! این اثر از دو حالت کیفی Quality و Performance برخوردار است که به ترتیب بازی را با فریم ۳۰ و ۶۰ اجرا کرده و هر دو از رزولوشن پویا 4K پشتیبانی میکنند.
با این وجود از آنجایی که ما با رزولوشن متغیر روبهرو هستیم شرایط در این دو حالت بسیار متفاوت است؛ حالت Quality نهایتاً رزولوشن را تا 1080p کاهش میدهد تا بتواند به فریم هدف ۳۰ پایبند بماند، این در حالی است که در حالت Performance ما شاهد کاهش رزولوشن حتی تا 720p هستیم که حقیقتاً وحشتناک است، مخصوصاً اگر روی یک تلویزیون بزرگ به تجربه بازی بپردازید. شخصاً از آنجایی که فریم بالاتر را ترجیح میدهم، عمده تجربهی بازی را در حالت Performance سپری کردم اما حتی با وجود کاهش رزولوشن تا 720p ما همچنان شاهد عملکردی بینقص نیستیم!
در هر دو حالت گرافیکی ما شاهد افت فریمهای مختلفی هستیم که برخی از آنها بعضاً عجیب هستند. بهعنوان مثال یکی از موارد عجیب در حالتی است که دوربین بسیار به Snake نزدیک باشد، امری که در حالت Crouched و مخفیکاری زیاد اتفاق میافتد. در این حالت بعضاً حتی شاهد افت ۲۰ فریمی بازی بودم حتی با وجود آنکه در محیطی بسته حضور داشته و یا در حالت عادی بازی تقریباً به فریم ۶۰ خود پایبند است.

مورد آزاردهندهی بعدی کاهش رزولوشن تا 720p است که حقیقتاً گاه بهشدت تشخیص موارد مختلف یا حتی دشمنان را روی صفحهی بزرگ دشوار میکرد. نیاز چنین اثر خطی و محدودی به چنین رزولوشنی تنها برای دستیابی به فریم ۶۰ نهچندان با ثبات، خبر از بهینهسازی ضعیف بازی میدهد. البته بد نیست اشاره کنم که در روز پایان تجربه، یک آپدیت ۳ گیگابایتی برای بازی منتشر شد که کمی عملکرد کلی را بهبود داد اما همچنان مشکلات پابرجا هستند و احتمالاً بازی نیازمند بهروزرسانیهای بیشتری خواهد بود. بد نیست اشاره کنم که قابلیت Photo Mode نیز به این اثر افزوده شده که در کل همیشه مورد مطلوبی است.
و اما در نهایت به مبحث صداپردازی بازی میرسیم که بهبودهای متعددی در این بازسازی دریافت کرده است. Metal Gear Solid Delta در صداگذاری محیط خود از صداهای سهبعدی پشتیبانی میکند که موجب پویایی و گیرایی هر چه بیشتر محیط میشود. از صدای حیاتوحش در جنگلها تا وزش سنگین باد در کوهها و جنبوجوش نظامیها در پایگاهها همگی بهخوبی پیادهسازی شده و حس غوطهوری بازی را بهبود میبخشند.
همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، ما شاهد صداپیشگیهای جدیدی در مقیاس گسترده نیستیم، اما خوشبختانه صداهای گذشته حالا بروزرسانی شده و بهبود یافتهاند تا بر قالب مدرن بازی منطبق باشند. موسیقی و ساندترک فوقالعادهی این اثر نیز بازگشته و نسخهای تازه از موسیقی نمادین “Snake Eater” نیز به صورت اختصاصی برای این بازی ضبط شده است که بسیار از آن لذت بردم.
گالری گیمفا:










Metal Gear Solid Delta: Snake Eater
Metal Gear Solid Delta تمام آن چیزی که انتظار داشتیم از نسخه اورجینال بازگردد اما در عین حال به شدت از برداشتن هر گونه قدمی به سمت بهبود معنادار و پیشرفت هراس دارد. روایت گیرا، کارگردانی جذاب و گیمپلی سرگرم کننده اورجینال همگی به خوبی به این بازسازی مدرن ترجمه شدهاند، اما به طور همزمان تمامی محدودیتهای اثر اورجینال نیز بازگشتهاند تا جلوی رسیدن این بازی به پتانسیل نهایی خود را بگیرند. رویکرد بیش از حد محافظهکارانه سازندگان موجب شده این اثر حتی نتواند شانه به شانه MGS V ده ساله بایستد. از بازگشت محیطهای منقطع و صفحات لودینگ میان آنها تا عدم گسترش یا بهبود ساختار بازی در مقیاسی هدفمند و حتی استفاده مجددا از صداهایی که دو دهه پیش برای کاراکترها ضبط شدهاند، همگی پتانسیلهای ریمیک را نابود کردهاند. در کنار این موارد، بهینهسازی ضعیف بازی موجب بروز افت فریمهای متعدد و عملکرد فنی نامتعادل بازی شده است. MGS Delta همچنان تجربهی عالی قسمت سوم را در دل خود دارد، اما بازسازی بدون دل و جرأتی است که خودش را از قلههایی که میتوانست به آنها برسد منع میکند.
نکات مثبت:
- روایت گیرا و ارائه به شدت جذاب بازی
- گیمپلی سرگرمکننده
- نوسازی کنترلها و ارائهی دو آپشن Legacy و New Style برای تجربهی بازی
- بهبود گرافیکی چشمگیر و جزئیات عالی
- بازیابی مود Snake VS Monkeys
- موسیقی و ساندترک عالی
- اضافه شدن قابلیت Photo Mode
نکات منفی:
- استفاده مجدد از صداهای دو دهه پیش
- بازیابی محیطهای منقطع و صفحات لودینگ میان آنها به جای اتصال و ایجاد یکپارچگی در طراحی محیط
- افت فریمهای متعدد حتی در حالت Performance و کاهش شدید رزولوشن
- عدم وجود هرگونه پیشرفت ساختاری، المانهای تازه معنادار و قدم برداشتن در راستای ارائهی تجربهای عمیقتر از اورجینال
۸
این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر (Konami) و روی PS5 بررسی شده است

source