در مدیوم انیمه، اکثر شرورها در سکانسهای هیجانانگیز و نبردهای نفسگیر در کنار قهرمانان میدرخشند و با اجرای بینقص نقشههای شومشان، تماشاگران را با خود همراه میکنند. برخلاف آنتاگونیستهای کلیشهای که تنها هدف آنها مقابله با شخصیت اصلی داستان است، برخی از این کاراکترهای به قدری قدرتمند و چندلایه هستند، که لیاقت اسپین آف خودشان را دارند.
رفتارهای آنها تاثیرگذار و در عین حال مرموز است و انگیزههایی را به تصویر میکشد تا مخاطب بتواند با آنها ارتباط برقرار کند. این ویلنها، کاراکترهایی سطحی و تکبعدی نیستند، بلکه گذشته و پیچیدگیهایی دارند که در دیالوگ میتوان آنها را مشاهده کرد، المانهایی که این کاراکترها را به اندازه قهرمانان دوستداشتنی میکنند.
موزان کیبوتسوجی – Demon Slayer

زندگی و اقدامات موزان در قرنها پیش، آغازی برای داستان Demon Slayer به شمار میرود. پس از درمان یک بیماری خطرناک، او متوجه میشود که به اولین شیطان تبدیل شده است. دانستن این موضوع که همهچیز از کجا شروع شد، موضوعی است که موزان را نسبت به دیگران متمایز میکند. نه تنها به عنوان اولین شیطان، بلکه به عنوان موجودی که رویکردی حساب شده به خشونت دارد.
فصل سوم Demon Slayer نگاهی کامل به گذشته او دارد و نشان میدهد که ترس از مرگ محرک اصلی موزان است. کشمکشهای میان بیرحمی و ترسهای او، این پتانسیل را دارد تا شخصیتی به جذابی تانجیرو خلق شود. همچنین تغییر شکلهای متعدد موزان، داستانی است که میتوان آن را در یک اسپین آف روایت کرد.
یوهان لیبرت – Monster

کودکی پر از آسیبهای روحی، زمینهساز باورهای پوچگرایانه و رفتارهای عجیب کاراکتر یوهان لیبرت شد. محرک اصلی او، تصمیمی است که مادرش در انتخاب خواهر او به جای یوهان گرفته است و همین تصمیم، انگیزه لازم برای قتلهای او را فراهم کرده است. پشت کاراکتر جذاب او، شخصیتی پنهان است که برای تحمل سختیهایش، به شرارت پناه برده است.
یوهان برای تنها که جان او را نجات داده احترام زیادی قائل است، حتی با وجود اینکه به بیمعنایی دنیا باور دارد. همین موضوع، باعث شده است تا با ذهنی پیچیده روبهرو باشیم، تا یوهان لیاقت اسپین آف منحصر به فرد خودش را داشته باشد.
شیشیو ماکوتو – Rurouni Kenshin

پس از آنکه دولت به کاراکتر شیشیو خیانت میکند، او با وجود سوختگیهای شدید از این حادثه جان سالم به در میبرد و تصمیم میگیرد تا با تشکیل گروهی به نام جوپونگاتانا دولت را سرنگون کند. بااینکه انگیزههای او اصلا مثبت نیستند، اما به راحتی میتوان با او ارتباط برقرار کرد. شیشیو این باور را دارد که افراد ضعیف ارزش کمتری دارند و همین مسئله، پسزمینه اخلاقی Rurouni Kenshin را شکل میدهد.
شیشیو مسیرش را برای انتقام و تشکیل دوباره دولتی در ژاپن براساس دیدگاه خودش، ادامه میدهد. حتی با وجود هدفهای غیرمنطقی، مهارتهای رهبری و استراتژیک، او را به شخصیتی تبدیل میکنند که پتانسیل قرار گرفتن در مرکز داستان را دارد.
اسدث – !Akame ga Kill

بیرحمی کاراکتر اسدث از گذشته خونین او سرچشمه میگیرد، جایی که از قتلعام افراد قبلیهاش تنها او موفق زنده بماند. همین تجربه او را به این باور رساند که تنها افراد قدرتمند سزاوار زنده ماندن هستند. در انیمه Akame ga Kill! هدف او از بین بردن گروه نایت رید است، اما علاقهاش به تاتسومی شرایط را پیچیده کرده است. او ترکیبی متفاوت و جذاب از زیبایی و خشونت است که علاقهاش نسبت به تاتسومی، همیشه از چارچوب شخصیتش روایت میشود.
البته بخش قابل توجهی از جذابیت او از همین علاقهاش شکل گرفته است. درنهایت اسدث در مبارزهای نفسگیر از آکامه شکست میخورد، اما انگیزههای او فضایی مناسب برای یک داستان اسپینآف است.
مادارا اوچیها – Naruto Shippuden

مادارا زمانی در کنار هاشیراما رهبری کونوها را برعهده داشت و هدفش ایجاد صلح و پایان دادن به جنگهای بیهوده قبیلهای بود، جنگهایی که از کودکی قربانی آنها شده بود. با این حال، پس از شکسته شدن اعتماد میان او و هاشیراما، مادارا از کونوها جدا میشود و برنامه طرح چشم ماه را آغاز میکند، طرحی که با استفاده از توهم طبق عقیده او میتوانست یک صلح همیشگی را شکل دهد. گذشته پر از زخم و خیانت، در بدبینی و بیاعتمادی او دیده میشود.
با این حال، نقشههای پیچیده و قدرت فوقالعاده او، مادارا را به شخصیتی جذاب تبدیل کرده است. طرح چشم ماه این سوال را ایجاد میکند که آیا هدف اصلی او رسیدن به صلح است یا او قصد دارد کنترل جهان را به دست بگیرد. همین وجه خاکستری کاراکتر او، باعث میشود تا سازندگان بتوانند یک اسپین آف جذاب را تولید کنند.
فریزا – Dragon Ball

فریزا به عنوان وارث امپراتوری کینگ کلد، شخصیتی است که با ترس و وحشت حکومت میکند. او سیاره وجیتا را تنها برای جلوگیری از شورش سایانها نابود، اما نمیدانست بزرگترین دشمنش یعنی گوکو را برای خود ایجاد کرده است. دشمنی آنها بخش بزرگی از فرنچایز Dragon Ball را تشکیل میدهد و جایگاه فریزا را به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی ثابت میکند.
با این حال، گذشته مرموز و خانواده او، پرسشهای زیادی را به وجود آورده است. منشا قدرتهای فوقالعاده او، همچنان میتواند موضوع جذابی برای ارائه باشد.
هیسوکا – Hunter × Hunter

هیسوکا مورا را میتوان یکی از جذابترین شخصیتهای Hunter x Hunter به شمار آورد، مبارزی سرسخت که از رویارویی با دشمنانش هیچ ترسی ندارد. گذشته او تقریبا ناشناخته باقی مانده و در طول داستان گاهی به عنوان یک آنتاگونیست تمام عیار و در دیگر موارد به عنوان یک متحد در داستان حضور پیدا میکند.
گذشته هیسوکا این پتانسیل را دارد که در یک اسپین آف مستقل روایت شود، ماجراجویی برای کشف آنچه علاقهاش به هیجان و مبارزه را شکل داده است. پی بردن به انگیزههای هیسوکا به سختی قابل درک هستند، به همین دلیل سفری به ذهن این کاراکتر میتواند انیمه جذابی را به وجود آورد.
گریفیث – Berserk

گریفیث شخصیتی است که در فقر به دنیا آمده، با این حال ریشه او مانع از رویاپردازیاش برای رسیدن به تخت پادشاهی نشد. او تاسیسکننده گروه Band of the Falcon محسوب میشود، گروهی از مزدوران که گاتس نیز عضوی از آنها بود. پس از یک سال شکنجه روحی، او تمام اعضای گروه را قربانی کرد تا دوباره متولد شود.
پایانی برای پیچیدگیهای شخصیت گریفیث وجود ندارد، زیرا او را میتوان نجاتبخش و در عین حال ویرانکننده دانست. با وجود اینکه او در ابتدا شکستناپذیر به نظر میرسد، یک سال اسارت کافی بود تا چهره آسیبپذیر و انسانیاش آشکار شود، چهرهای که هیچ شباهتی به تصویر اسطورهای او ندارد.
مروئم – Hunter x Hunter

در انیمه Hunter x Hunter، کاراکتر مروئم تولدی پر آشوب و خشن دارد و بلافاصله به تهدیدی مرگبار برای اطرافیانش تبدیل میشود. با این حال، رابطه او با کوموگی بعدی تازه و پیچیده به شخصیتش اضافه میکند. مروئم به لطف قدرتهایش، چالشبرانگیزترین دشمن در آرک Chimera Ant به شمار میرود.
به عنوان پادشاه Chimera Ant، این ویژگیها طبیعی است اما او هرچه بیشتر با انسانها تعامل میکند، هویتش پیچیدهتر میشود. کشته شدن او توسط زهر Poor Man Rose، پایانی تراژیک را رقم میزند اما همچنان ناگفتههای زیادی از داستان مروئم وجود دارد.
سوکونا – Jujutsu Kaisen

سوکونا در گذشته جادوگری قدرتمند بود که به لطف همین قدرت، به چهرهای شکستناپذیر تبدیل شده بود. پس از مرگ، بدن او به بیست انگشت تبدیل شد و به عنوان اشیای نفرین شده در سرتاسر جهان قرار گرفت. داستان Jujutsu Kaisen از جایی آغاز میشود که یوچی ایتادوری یکی از این انگشتها را میبلعد و سرنوشت او با سوکونا گره میخورد. درحالی که داستان اصلی هیجانانگیز است، احتمال آزاد شدن کامل سوکونا همچنان یکی از سوالات مهم دنبالکنندگان باقی مانده است.
بخش زیادی از گذشته شاه نفرینها همچنان به تصویر کشیده نشده است. نگاهی عمیقتر به زندگی سوکونا میتواند رازهای پشت پرده او را در قالب یک اسپین آف فاش کند.
منبع: ScreenRant
source